آسیب شناسی علما
283 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

امام صادق (ع):

آفة العلماء ثمانية- الطمع و البخل و الرياء و العصبية و حب المدح- و الخوض فيما لم يصلوا إلى حقيقته- و التكلف في تزيين الكلام بزوائد الألفاظ- و قلة الحياء من الله و الافتخار- و ترك العمل بما علموا- قال عيسى ع- أشقى الناس من هو معروف‏ بعلمه مجهول بعمله- و قال النبي ص لا تجلسوا عند كل داع مدع- يدعوكم من اليقين إلى الشك- و من الإخلاص إلى الرياء- و من التواضع إلى الكبر- و من النصيحة إلى العداوة و من الزهد إلى الرغبة- و تقربوا إلى عالم يدعوكم إلى التواضع من الكبر- و من الرياء إلى الإخلاص و من الشك إلى اليقين- و من الرغبة إلى الزهد و من العداوة إلى النصيحة- و لا يصلح لموعظة الخلق إلا من جاوز هذه الآفات بصدقة- و أشرف على عيوب الكلام و عرف الصحيح من السقيم- و علل الخواطر و فتن النفس و الهوى-

ترجمه:

علما با هشت نوع آفت یاآسیب روبرو هستند (در متن روایت اگرچه از هشت نوع آفت سخن گفته شده ولی در واقع دهنوع آفت یا آسیب بیان شده است):

1- صفت طمع: كه بهآنچه دارد و به آنچه از راه مشروع به دست مى‏آيد قناعت نكرده، و به مال و عنوان وملك ديگران طمع بورزد.

2- صفت بخل: كه راضىنشود ديگرى از مال و علم و عنوان و مقام ظاهرى و معنوى او استفاده كند.

3- ريا: كه علم وعبادت و محاسن اعمال و محامد صفات خود را بخواهد به ديگران نشان داده، و نيت اوآلوده باشد.

4- عصبيت: در آراء وعقايد و افكار و اعمال خود، صفا و حريت و حقيقت و روحانيت را كنار گذاشته، و روىخيالات موهوم و وابستگى‏هاى ظاهرى و انتساب عرفى و اسم و شهرت و علايق ديگر، خودرا محدود و مقيد كرده و از روش مخصوص و افكار و اعمال معينى طرفدارى كند.

5- حب مدح: كه هدف اودر همه رفتار و گفتار و كردار بزرگداشت خود و عنوان و اسم و رسم پيدا كردن باشد.

6- وارد شدن و بحث ازمسائلى كه در آنها و فهميدن حقيقت آنها براى او محال است، و نتيجه‏اى بجز انحراففكرى ندارد، مانند بحث از جزئيات و خصوصيات عالم آخرت، يا مقامات معنوى كه هنوز ازآن مراحل اطلاعى ندارد، نفيا يا اثباتا.

7- تكلف در سخن گفتنو يا نوشتن: كه عادت به تزيين كلام و عبارت­پردازى و قافيه سازى و مجاز گويى پيداكرده، و توجه او از حقيقت و معنى منحرف گشته، و به ظواهر بپردازد.

8- حياء نداشتن: درمقابل حركات ناشايست و اعمال زشت و كارهاى نامشروع و نامناسب كه كاملا بى‏پروا وبى‏باك باشد، و هيچ گونه آداب و ظواهر احكام و برنامه دينى و اخلاقى را رعايتنكند.

9- افتخار: روىعناوين و جهات دنيوى و امور مادى افتخار و مباهات نمودن، و خود را به ديگرانامتياز دادن و بالا بردن.

10- سستى كردن درمقام عمل: كه به دانسته خود عمل نكند، و از علم خود نتيجه و ثمر عملى نگيرد، و روشو كردار او بر خلاف علم او باشد.

حضرت عيسى (ع) فرمود:شقى‏ترين و بدترين مردم آن كسى باشد كه در ميان مردم با علم و فضل شهرت پيدا كردهولى در مقام عمل مقصر و سست و مجهول باشد.

و پيغمبر اكرم (ص)فرمود: مجالست نكنيد با هر كسى كه شما را به خود دعوت كرده و مدعى مقامى است و درحقيقت شما را از مرحله ايمان و يقين به شك، و از توجه خالص و توحيد به سوى ريا وخودنمايى، و از فروتنى و خضوع به سوى خود بينى و تكبر، و از صفا و خلوص به سوىدشمنى و تيره دلى، و از بى‏علاقه بودن به دنيا به سوى ميل و علاقه به آن دعوتمى‏كند.

و به کسی تقرب بجوییدکه شما را از تكبر به تواضع، از ريا به اخلاص، از شك به يقين، از رغبت به دنيا بهسوى زهد و پرهيز و از عداوت‏ و آلودگى به سوى صفا و پاكدلى دعوت مى‏كند. و براىموعظه كردن مردم صلاحيت ندارد مگر آن كسى كه از اين مراحل و آفات گذشته و صدق وصفا را پيشه خود قرار داده و به جهات ضعف و عيوب و نواقص سخن گفتن آگاه گشته و درهر موضوعى سالم و صحيح را از مريض و معيوب آن تشخيص داده و خاطره‏هاى نادرست وفتنه‏ها و ابتلائات نفس و هوا و هوس را خوب تمييز بدهد.

  مصباح الشريعة، ص: 21 با استفاده از ترجمه مصطفوی.